ســـــــــــــلامـــــــــــــ بــــــــــــه هـــــــــــــــــمه . . . .
خوبین ؟ خوشین ؟ سلامتین ؟ دماغتون چاقه ؟
من خوبم . . . . خدا رو شکر . . . . میگذره با تموم بدیش . . .
امروز با کلی بدبختی جواب کامنت های پست قبل رو دادم....گفتم که بدونید
امروزم میخوام راجع به ادامه جشن عروسی بحرفم . . .
امیدوارم دیگه تموم بشه . . . . ولی مگه میشه ؟!
خسته شدم از بس تایپ کردم . . . تازه باید فکر کنم یادمم بیاد
خب دیگه چاق سلامتی بسه . . . بریم زودتر سراغ مسافرت کزایی
پس تا دیر نشده بپرین ادامه . . . .
بعد بعدا نوشت:واقعا از همه تون معذرت میخوام بچه ها!!!که نمیتونم بهتون سر بزنم!!!اما قول میدم به محض خلوت شدن سرم،به همه تون سر بزنم!!!!فقط میتونم کامنت ها رو تایید کنم!!!!امیدوارم بتونین وضعیت منو درک کنین!!!تو شرایط خوبی نیستم!!
بعد بعد بعد بعدا نوشت(روز ۱۹ مهر):خب خواستم بگم که حال دوستم خوب شدهخدا رو صد هزار مرتبه شــــــــــــــــــــــــــــــــــــکر
بــــــــــــــاران جــــــــــــــــــــــــــــــونم،کامنت دونی ات برام باز نمیشه....ممنونم ازت خیلی زیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد
خب تا اونجا گفتم که قرار بود بریم رستوران ، بعد از محضر!
رفتیم یه رستوران خیلی شیک و باکلاس.....که من و دختر خاله ام
نفهمیدیم دایی اونجا رو از کجا پیدا کرده بوده.....؟!
خیلی محیط اروم و فوق العاده ای بود!
دسرش عالی ...... کیک عروسی هم که دیگه نگو و نپرس!
اون شب دو تا دختر دختر دایی مامانم هم بودن.....اینا از بچه گی با هم بودن و
با هم بزرگ شدن...و چون خیلی وقت بود که همدیگرو ندیده بودن،میخواستن با
هم بگن و بخندن.....ولی بنده نذاشتم(تریپ بدجنسی و حسودی و اره و اینا)
اخه دختر خاله ام رفته بود یه طرف دیگه بشینه.....اگه مامانممم میرفت
پیش اونا بشینه اونوقت من میموندمو حوضم...بی انصافی بود!
پـــــــــــس شـــــــــــــــــروع کــــــــــــــردم!
(( به خاطر حریم شخصی افراد ، اسم مستعار به کار رفته است.))
فرحناز:بیا دیگه مریم جون!میخوایم کلی ببینیمت!
دلمون خیلی برات تنگ شده بود دختر...کجا بودی بابا؟!نه یه زنگی،
نه یه تلفنی؟!انگار نه انگار که ما یه موقعی با هم بودیما
فرناز:اره بابا!ول کن اونطرفو....بیا اینجا پیش خودم!
من:مامااااان!اگه بلند شی بری اونور خیلی بد و زشتی...دیگه
باهات حرف نمیزنم(تریپ قهر و خودگیری و اره و اینا)
فرناز:واه!واه!واه!خیله خب بابا!مامانتو که نمیخوایم بخوریم که!
من:منم نگفتم که میخورینش!دلم نمیخواد بیاد اونور!
فرحناز:مریم؟!این به کی رفته؟بچه بود ارومتر بود!حالا چه
من(حالا کجاشو دیدین،اصلن به تو چه من به کی رفتم؟!):اون موقع
به قول خودتون بچه بودم اما الان بزرگ شدم و عاقل!
مامان:بسه دیگه!زبون به دهن بگیر!زشته!عیبه!
من:عیبه چیه مامان جون!ازشون خوشم نمیاد!زوری که نیس!
اگه بری من اینجا با خانواده عروس تنها میمونم!خجالت میکشم!
مامان:جلو اینا خجالت میکشی ولی از حرفایی که به اونا میزنی
خجالت نداره؟!آبرومو بردی!
من:به من چه!تقصیر خودشونه!اصلن حقشونه!پُر روهای زبون دراز!
خودشون هی به پرو پاچه من میپیچن!هی میرن رو اعصاب منو میدوئن!
مامانم بلند شد رفت که داد زدم:بالاخره مامانمو بلند کردینا!
فرحناز:وااااااااااا....رها جووون!این چه حرفیه؟!این همه با تو بوده
بذار یه کمم با دختر دایی هاش باشه!والا بخدا!اینقده خسیس نباش!
من:من خسیسم؟!تا الانم همش با شوما حرف میزده و تو محضر پیش
فرناز:مریم؟!این عجب زبونی داره!ماشاالله!ماشاالله!
مامان:معلومه خب!باباش بهش رو داده پر رو شده!
من:بیخود پای بابامو وسط نکش!اگه پر رو بودم امکان نداشت
بذارم بری اونور بشینی!از الانم......خیلی زشتی....هم....هم...هم
اههههه....اصلن به من چه؟!برو هر جا میخوای بشین!
فرحناز:اوه!اوه!اوه!کی میره این همه راهو!ببین چه جوری جواب میده!
من(دلقک مسخره عینهو وزغ میمونن،خودتو مسخره کن میمون!
حقا که دوتا تون مثه پت و مت هستین،خوب شد اصن اونجوری
گفتم،بچه پر رو هاااااااااااااا)
اون شبم با تموم دلخوری های منو درد وحشتناک پاهام(اخه خیر سرم
کفش پوشیده بودم این هواااااااا.......پاشنه اش ۳۰ سانتی بود!)و کلی
شادی و خوردن داشت تموم میشد!
ساعت ۱۲ بود که از رستوران اومدیم بیرون.......طبق معمول بازم
رسم و رسوم مخزف ما ایرانی ها شروع شد!باید با ۶۰ نفر خداحافظی
میکردیم!
حالام اون وسط هی تعارف تیکه پاره میکردن!نزدیک بود ما هم تیکه
پاره بشیم!اما خدا بهمون رحم کرد!تو این هیری ویری خداحافظی.....
عروس و دوماد داشتن عکس پرت کردن دسته گل عروس رو میگرفتن!
چند تا از این بچه جقله ها هم اون وسط بودن!
عروس که دسته گل رو انداخت،یکی از فامیلای عروس
ولی وقتی داماد انداخت،هیچکی نتونست بگیره!
بعدشم که گل رو انداخته بود ،همه اونایی که میخواستن
دسته گل رو بگیرن ولی نتونسن،روی همدیگه افتاده بودن!
واااااااااااااااای که عجب صحنه ای بود!
جاتون خالی کلی خندیدیم!دلامون درد گرفته بود!
طوری بود که حتی بزرگترا هم میخندیدن!
خداحافظی ۶۰ ساعته بالاخره تموم شد....و همه گی رفتیم
طرف ماشینامون.....بابای منم طبق معمول ماشینو یک کیلومتر
(ته کوچه)اونورتر پارک کرده بود!
منم که پاهام داش تاول میزد،سلانه سلانه راه میرفتم!
خدا اون روزو براتون نیاره که پاتون درد بگیره!
عذابــــــــــــــــــــــــه عذاب!
وقتی سوار ماشین شدیم......مثل کارناوال های عروسی
دنبال ماشین عروس و داماد رفتیم!
دختر خاله م هم تو ماشین ما بود!
منم هی به بابام میگفتم بوق بزنه!
وااااااااااااای که چه کیفی داش!
بوق بوق.....بوبوق بوق....بوبوبوبوق بوق!
بوق بوق.....بوبوق بوق....بوبوبوبوق بوق!
ما هم ینی منو مامانمو و دخترخاله م هم لذت میبردیم!
اخه تا اون موقع تو این کارناوال ها نبوده بودیم!
خیلی وقت بود که عروسی نرفته بودیم!
بالاخره اون شب عروسی پر مخاطره و محاوره و مشاجره
فردای اون شب رفتیم باغ یکی از دوستای داییم!
نمیدونین.........باغ نبود......بهشت بود....بهشـــــــــــت!
همونجا یه ویلا داش که بزن بکوب کردیم!
منم یه تکونی به خودم دادم!
برا اون شب دوباره موهاون رو درس کردیم!
شام خوشمزه و مفصل و اره و اینا خوردیم!
پس فرداشم ما رفتیم خونه عموم.....باز دوباره
موهامون رو درس کردیم،شام مفصل نوش جان کردیم
دو روز بعدش دعوت شدیم شام تو یه رستوران باحال!
از طرف مادر عروس واسه پاگشا عروس و دادماد!
ولی دیگه باشه واسه اپ بعدی که با تولدم هم باشه!
چون فک کنم زیادی وراجی کردم!
دستام ورچلسکید از بس تایپ کردم!
دوشیزه نوشت ۱:حال کردین چه جوری نوشتم..........نه خدایی حال کردین..........
تموم جزییات رو نوشتم براتون!مو به مو!واو به واو!حافظه مو عشقه!
دوشیزه نوشت ۲:اگه خاطره ام کسل کنننده س بگین!
رودربایسی نکنین!
دوشیزه نوشت ۳:متحول میشویـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم!
دوشیزه نوشت ۴:به خاطر تحولاتم لینک تکونی از یک هفته به دو ماه یک بار
تغییر یافت!پس شاد با شــــــــــــــــیـــــــــــــــــد!
دوشیزه نوشت ۵:این تحول معلوم میکنه کی بامرام و با معرفته!
دوشیزه نوشت ۶:اگه منو دوس دارین بیشتر از ۲ تا نظر بدین.....!
دوشیزه نوشت ۷:دوستون دارممممممممممممممممممممم!!
آخی چقدر شیطونی تو مادر
مـــــــــــــــــــــن؟؟؟؟



من کجام شیطونه آخه؟؟؟
همه هم بهم میگنااااااااااااااااا ولی من بازم نمیفهمم
وای ایران و ایرانیان رو دوست دارم ، با اینکه ممکنه بعضی رسومشون به نظر خیلیا مسخره به نظر به نظر برسه اما لطف و صفایی که میون ایرانیا وجود داره رو هیچ جای دنیای نمی تونی پیدا کنی ، اون مهربونی که همه نسبت به همدیگه دارن بدون چشم داشت لذت بخشه اینکه بدون اینکه طرفتو بشناسی کمکش می کنی لذت بخشه ...
آره خب!!

بر منکرش لعنت
ولی بعضی وقتا برعکسشم میشه...
پــ اهل قر دادنم هستی ؟!
اِی همچین
خمیشه شاد باشی و سر زنده و سلامت

بعدشم ایندفعه دیگه بذار مامانت بره پیش دختر داییاش
اینقدره شیطونی نکن دخمل
ممنونم عزیز دلم....تو هم همین طور گلم



دِ نه دِ!!اگه بذارم بره پس من چی کارکنم تهنایی
باشــــــــــــــه سعیمو میکنم...
خیلی قشنگه که چرا می خوای زودتر تمومش کنی
باباجان وقت تنگه!!!

وگرنه آزار ندارم که بخوام زود تمومش کنم
چه کنیم که از اول بدبخت بودیم
سهــــــــلام گلــــــم

















آپـــــــت گشنــــــگ بود گلـــم
ممنون ک خبــــــــرم کردی گلـــــــــــم
علیک سلام جیگر خودم
مرســــــــــــــــــــی
خواهش میشه عزیز
وظیفه اس
ممنونم اومدی خانومی
سلام عزیزم
گویی اولم
به قول خودت آیا؟؟؟؟؟؟
اول از همه قبل این که بپرم ادامه مطلب بیام یه نظر بدم که از بقیه عقب نمونم
سلاممممممممممممممممم گلم
اما پیش ما همیشه اولی جیگر...غضه نخور
باشـــــــــــــــه عزیزم
تو اینجا نه...
ان شا الله اول آیا؟؟؟؟؟؟
چی بگم؟؟




گفتم که پیش ما همیشه اولی عزیزم
بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
ممنونم سر زدی
عاشق این حافظه توام
ایول مو به مو خط به خط
همینه که می گن دوشیزه رها
یدونه ای دخمل جووووووووووووووووووووووون
فدای تو

شما هم یه دونه باشــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
متشکریم
حد اقل بگو دقیق چند سالته یا چند سال از من بزرگ تری
برای اطلاعات بیشتر درباره من می تونی بری پروفایلم
اتفاقا بسیار پروفایله کاملیه از نظر خودم



اختیار دارین،نظر لطفتونه
ببخشید واسه چی میخوای بدونی؟؟؟
باشــــــــــــــــــــه
سلام رها خانومی
وای خدا جون یاد عروس کشونه پریشب افتادم
واااااااااااااااای
خاطراتت عشقه مخصصا عروس کشونه که من عاشقشم .
سلاممممممممممممم حدیث جوووووووووونی خودم



خب خوش حالم که خوشت اومده
ببخشید عروسی کی بود حالا؟؟؟
آخ بچه چه پشت کاری داری تو به خدا همه رو نوشته
میگم جا نمونده بود برید؟؟؟ تعارف نکنایا هر روز یه جا برید
باشــــــــــــــــــــــــــه میریم



اصلن میخوای دندون پزشکی و خونه دای و عمه ام هم که رفتمو بنویسم؟؟؟چون میدونم دوست داری مینویسم
آخه خب باید یه جوری سر شماها رو گرم کنم یا نه؟!
فدات


گفتم 3 تا نظر بدم دلت نشکنه
مرســــــــــــــــــــــــی که اینقده به فکر منی
خوبی؟
اخه چرا بد جنس بازی در اوردی رها!!!
نکن خدا سرت میاره ها!!!
راسی خداییش عجب همتی داریا!!
واقعن خسه نباشی!
سلامممممممممممممممممم بر عزیز دلم
من خوبم...شما چه طوری؟
آخه نمیدونی چه کیفی میده حرص درآوردن
باشه سعی میکنم
آره ، واسه همینم میخوام زود تمومش کنم
ممنونم عزیزم.....از اینکه اومدی تشکر فراوان
اینم واسه این که بدونی دووووووووووووووووووووووووست دارم!
منم خیلی دوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست

دارممممممممممممممممممممممممممممممممممممم عزیزم
فدای تو
اینم واسه اینکه بدونی خیلی خیلی خیلی دوست دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از این همه توجه و لطفت ذوق میکنم








دووووووسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسستتتت
داااااااااااااااااارررررررررررررررررررررررررررررررررممممممممممممممم
4 دلنوشته از 4 گوشه ذهن و قلب
شاید آخرین دعوتنامه باشد
شاید این 4 نوشته ، آخرین دلنوشته ، آخرین دست نوشته باشد [تشویش]
من رد نگاهت را تا چشمک ستاره ها دنبال می کنم
یک سبد روشنی از آسمان مهربان می چینم
و به خانه پر مهرت می آورم
به جایش مهربانی ات را می خواهم
تا در دلم بریزم ! [گل] [گل] [گل]
برای رفتن همیشه زود است
و دیر شدن همیشه زود اتفاق می افتد
می روم اما منتظرت هستم [قلب] [چشمک] [بدرود]
(لطفا یادگاری هر پست رو جداگانه تو پست مربوط به خودش بذار . نظرات هر 4تا پست فعاله )
اوکی عزیزم

اومدمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من معذرت می خوام عزیز دلم

من خودم چندبار تو پستام نوشتم که دوستایی که آپ می کنن بهم خبر بدن
سجاد خیلی ناراحته از رفتنم
به خاطر همین یه چیزی گفته دیگه
به دل نگیر نانازم
رها من بخوام برات نظر خصوصی بذارم باید از کجا بذارم ؟
لااقل یه ایمیل بده
نه عزیزم...تو برای چی معذرت خواهی میکنی؟!





یعنی همه ناراحتن،من مطمئنم،ولی این دلیل نمیشه که یه نفر بیاد و هر چی دلش خواست بار ما کنه






اونی که باید از ماهایی که این جوری راجع بهشون حرف زده معذرت خواهی کنه
منم واسه همین به دوستام خبر میدم،چون برام مهمن
ببین منم از رفتنت ناراحتم
باشه از شما چیزی به دل نمیگیرم
خب اینجا مثل بلاگفا نظر خصوصی اونجوری نداره
آخه من ایمیل هامو دو ماه به دوماه چک میکنم
سلام
من اومدم رها جان
سلامممممم به روی ماهت

خوش اومدی
رها رفتی ؟!
نه عزیزم .... اینجام
تو کجایی؟؟؟
رها ؟





سلام
الان به عبارتی چشمامو وا نکرده اومدم و لینکوندمت!
بیا ببین خوب شده؟
یا اسمشو عوض کنم؟
آخه عاشق این همه انرجیتم!
سلاممممممممممممممممم بر عزیزدلم





تازه الان لینکوندیم
اومدمـــــــــــــــــ.... ولی وبت باز نمیشه.....هِی اِرور میده
به محضه اینکه درست شد میام جیگر
بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
عزیزم بچه که زدن نداره
همین جورییییییییییییییی خواستم دور همیم سن هم رو هم بدونیم
آخی پس شرمنده که نگفتم
قالب نو هم مبارک
مرســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
رها جونم
من به سجاد هم گفتم
به تو هم میگم
ازت خواهش می کنم که دیگه ادامه ندی
همه چی رو همین جا تموم کنید
دلم نمی خواد بینمون کدورتی پیش بیاد
من این دنیای مجازی رو دوست دارم بخاطر یکرنگی
فکر نمی کنم دیگه ادامه دادنش فایده ای داشته باشه
ممنونم عزیزم
اوکـــــــــــــــــــــــــــــــــی
تمومش کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــردم
سلاااااااااااااااااااااااام رها جونم
وای دختر همون روز که کامنت گذاشتی اومدم خوندمت ولی هرکار کردم نشد کامنت بذارم اعصابم به هم ریخته بود
حالا بسی بسیار شرمنده با تاخیر فراوان آمدیم
سلاممممممممممممممممم بر سارا جونی خودم

اشکال نداره...پیش میاد دیگه
دشمنت شرمنده
بابا یهو بگو چتر بودین دیگه همش این طرف اون طرف تلپ شدی
خوششششششحالم که خوش گذشششششششششته
آری چْنین است...
ممنونم...لطف داری خانومی
چه قالب ناناسی
جه خاطره باحالی
نه عزیزم خاطرت عالی بود و کسل کننده نبود
فقط قسمت دختر دایی های مامانت اعصابم رو خرد کرد ..
بی صبرانه منتظر اپ بعدی هستم عسلم
واااااااااااااااااااای مرسی



بازم تشکــــــــــــر
خب خدا رو شکــــــــــــــر
چــــــــــــــــرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بوس بوس
سلام گلم ببخش دیر اومدم خوش بحالتون خوش باشین ایشائلله همیشه عرو.سی باشه گلم قشنگ بود
سلام ابجی
کم پیدایی اساسی
مرسی عزیزم
ممنون
چی شده رها جونم ؟؟؟


چرا حوصله نداری ؟؟
بابا من که هنوز جایی نرفتم
دیگه تموم شد ... نمی خواد چیزی بگی
منم همهشو فراموش کردم
دوست داشتی باهام حرف بزنی من هستم
همین جوری
گاهی اوقات این جوری میشم



جایی هم نخواهی رفت
اوکــــــــــــــی
لطف داری گلم
توی ادامه ی مطلبم عکس بچه گیامه
ودم ؟!
پ نه پ؟!
یه 10 دقیقه دیگه می یام رمز می دم
اوووووووووووووووووووووووَه...۱۰ دقیقه دیگه
بگم رمزو ؟!
نه پ؟!

کلید بده ،خودم بازش میکنم
فدا

د نه دیگه !
الان اونجوری نیستم ...
نیستم ...
پیر شدم رفت پی کارش
شکسته نسفی نفرمایین لفطا

شما خعلی جیگری
وای اینقدر شیطون بودم که آجرای خونه از دستم آرامش نداشتن [نیشخند]
چی ؟!...
حفظ حریم خصوصی اشخاصه ![رضایت]
اِی آتیش پاره


بابا جان فقط یه عکس که اشکالی نداره؟!
شکسته نفسی م کجا بود ؟!
( بیخیالش
)
نه باور کن که ...
شما که ماشالا جوونی و خوشجل موشجل
چـــی بگو خب؟!چرا نصفه حرف میزنی؟!


نیست شما پیری و زشت
شما از منم خوشگل تر و جوووون تری
من که خودم الان در دوران تحول به سر می برم ![نیشخند]
خوبه دیگه
موافقیم [رضایت][نیشخند]
پس آماده باش...
من خودم می دونم که چیقده تو خوشجلی
از لحن نوشته هات برای من معلوم می شه ...
د نه د نوَدونی جیگر
خب خوبه،حداقل تو ذهن شوما آدم بسیار خوشگلی میباشم
اشتباه نمی کنم ، چون من کارم اینه
نوشته خبر می ده از سر درون ...
دیده و ندیده خوشگلی [لبخند][بوسه]
دِ داری اشتب میکنی دیه؟!


ولی این یه جور دیگه بوداااا
لطف داری خانومی
پــ نه پــ ؟![عصبانی][نیشخند]
تسلیــــــــــــــــــم
من حالم خوبه رها جان





عکسو گذاشته بودم تا چن تا از بچه ها بیان ببینن و الانم چیزی نگفتم که من
حال و هوامم رو به راهه شکر خدا
ممنون بابت کامنت با نمکت
ایشالا تو همه ی مراحل زندگیت موفق باشی عزیزم
امیدت رو به خدا از دست نده و با توکل به خودش قدم بردار تا ببینی که چه جوری پشتته و هواتو داره
به خدا می سپرمت عزیزم ، به امان خدا [گل]
ولی منکه فک نکنم









که تو چی؟؟؟؟؟
مطمئنی؟!
خواهش...ولی با نمکی از خودتونه
تو هم همین طور گل نازم
حتمـــــــــــــــــــــــــــــــــــا
خدا نکه دارت باشه گلم،در پناه حق
برو گلم خدا پشت و پناهت
بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
سلام
نتیجه مسابقه اعلام شد
منتظر حضورتم
اوکــــــــــــــــــــــی هانی
الان میامـــــــــــــــــــــــ....
سلام عزیزم ...


خوبه من تورو تشویق میکنم ... همیشه جوابشوونو بده
همیشه به عروسی و شادی عزیزم ...
سلام گلم





ممنونم....بالاخره یمیم پیدا شد که طرف مارو بگیره....بینهایت ازت سپاس گزارم
مرســــــــــی
وای نه عزیزم




خب حرف زدنت با نمکه من دوسش دارم خو
کلا جیگری
دوسمت دارم رها جونی
شما هم کلا نفسی





منم خیلی خیلی خیلی دوست دارم باران خانومی
رها جونم این چه حرفیه عزیزم تو گوله نمک وبلاگ منی و منم به هیچ کس اجازه نمی دم بخواد ...
( دیگه فک کنم حساب کار اومد دستشون !
)
عزیز دلمی تو
گفتم که!!!نمک از خودتونه....چشاتون با نمک میبینه


تو هم همین طور ناز گلم
پ نه پ ؟!


گفتم که الان دیگه کارم به جایی رسیده که همش آنلاینم
نه که فک کنی بیکارما ! نه !
کلا گفتیم یه چن وقتی تریپ آنلاین بر داریم
خب خوبه که!!!


و ما بیکاران از این عمل استفاده مینماییم
و خوبیش به همینه که همیشه در دسترسی
ها تو گوله ی نمک مو بیدی
شمــــــــــــــــا بیشتر
